لینكستان..

 

 جستجو در بلاگ..

 

 ایمیل خودتو وارد كن ..

 

 دفتر حضور غیاب شما..

امروز .... 

دیروز ....

در كل ...



دوشنبه 5 اردیبهشت 1384:بگو اخه واسه ی چی

 

قصه از یه شب شروع شد از یه شب سرد پاییزی .... یکی اومد که شب سردمو با حرفاش تابستونی کرد !!!و تموم یخ هایی که به دورم پیله بسته بود و اب کرد قصه قصه ی یه اشک پاکه که معصومانه روی کیبوردش ریخته شد....قصه ی یه چشم عاشقه که به چشمای کسی دوخته شده بود که فکر می کرد چشماش از جنس چشمای خودشه ..اره مثل همه ی قصه ها اولش خیلی خوب بود خیلی قشنگ بود هر شبش مثل شب کریسمس بود حالا ست که به این حرف ایمان میارم که (( همه چی اولش خوبه ....گیلاس اولش خوبه زندگی اولش خوبه ..عشق اولش خوبه...)) ......چه ساده بودم  چه ساده بودم که حرفاتو باور کردم چه ساده    دل به تو دادم و چه ساده دلمو شکستی...غرورمو.....همه وجودمو......همه زندگیم تو بودی......برات می مردم ...........هر چی میگفتم دوست دارم باور نکردی...............و چه خام بودم ولی حالا خوشحالم که هر چند شاید دیر ولی شناختمت...شاید خواستی منو امتحان کنی ولی اینو بدون من از همون اول همیشه قبول بودم نمیگم تو مردود شدی یا با تک ماده میتونی قبول شی نه تو نباید منو امتحان می کردی چون این کارت مثل این می مونه که ادم بخاد امتحان کنه که دهان داره که داره حرف میزنه یا نه؟؟؟

الان حالم اصلا خوب نیست

ادامه داره

 

امیر و سارا +حرفای من و تو , +

[12:04 ب.ظ] || [+]

[لعنت بر پدر ومادر كسیكه اینجا اشغال بریزه]

 

 

 

دوشنبه 5 بهمن 1383:عنوان نداره

 

<:P:>سلام سلام... <:P:>من اومدم باز  كه  انقد نگین اینجا رو چرا دیر اپ می كنی...خوب عرضم به حضور انورتون كه چی ....داداش اولاخیلی مخلصیم  دویما بازم خیلی مخلصیم...خوب حالا چی بگم؟؟ اها شما هم علافین دیگه پس گوش فرا دهید تا من سخنانی چند اندر احوالات برخی وبلاگ ها  بگویم اندی  به به اخر فارسی پاس بدارم بود جون شما..مرگ تو... خوب لوس بازی بسه....اقا من چند روز پیش كه داشتم  "وبلاگ ¨ قبلی رو اپ میكردم دیدم یكی از بچه های وبلاگ نویس¨ واسم كامنت گذاشته كه گفتن سبك نوشتن شما مث منه و این حرفا و یه تسلیتم گفت رفت!!!!  حالا من رفتم وبلاگشو دیدم خیلی حال كردم...اولا به اون عزیز¨ی كه گفت شیده شبیه من می نویسه باید بگم نه اصلا اینجور نی ثانیا شیده خیلی قشنگ تر و با احساس تر از من مینویسه....اره داداش من كیلو چندم؟؟؟ <:P:>بعد امشب حال كردم چن تا متن قدیمیمو اینجا  بنویسم تا شما دوستای گلم كه وبلگ های قبلیمو نخوندین اینجا بخونین....چاكر قربون... او چیك سارا خانوم خودم

امشب یه حال دیگه دارم خیلی غمگینم  میدونی چرا‌ ؟؟؟ اخه  اون نیومده هنوز دیگه نمیتونم بغضمو نگه دارم  هر کی دیگم جای اون بود دیگه نمیومد با اون حرفایی که من بهش زدم......

کاش لال می شدمو اون حرفارو بهش نمی گفتم کاش الان پیشم بود نمی تونم دیگه بغضمو نیگه دارم

                      اخ دلم هواتو کرده نازنینم................

اون شب خیلی ناراحت بودم با مامانم به خاطر اون حرفم شده بود مامانم از اینکه همیشه پیش منه شاکی شده بود همیشه منو به خاطر دوس داشتن اون ملامت می کرد می گفت اصلا از قیافش خوشش نمی یاد وقتی می بیندش چندشش میشه ... با هزار تا بدو بیراه دیگه........

حسابی داغ کرده بودم واسه همین خواستم برم یه دوش اب سرد بگیرم ....وقتی در حمومو وا کردم.... شاخ در اوردم دیدم خیلی relaxs  تو وان حموم نشسته داره با چشمای معصومش نیگام می کونه ولی دیگه این حرکتشو تحمل نکردم با عصبانیت رفتم طرفش چشم تو چشم ....با دستم در رو بهش نشون دادمو یه دفعه داد زدم     بروگمشو  بیروووون.........سوسک بی حیا

خوب برو بچس ما رفتیم..

امشب میهن بلاگ باز قاطیده واسه همین لینک نشدن وبیلاگ شیده دیدار ...

<:P:>

<:P:>

<:P:>

<:P:>

 

امیر و سارا +وقتی كه نیستی , +

[01:01 ق.ظ] || [+]

[لعنت بر پدر ومادر كسیكه اینجا اشغال بریزه]

 

 

 

جمعه 2 بهمن 1383:تولدم مبارك

 

سلام..........

من دوباره اومدم....همونطور كه دیدید پست قبلی درباره تولد عشقم سارا بود بعد من دیدم اگه منم تولد نگیرم عقده ای میشم واسه همین ۱ بهمن هم تولد منه...اوه ..نكشین خودتون و بابا بی خی وای شرمنده كردینا مرسی مرسی...قربون همتون...... اخ نزدیك بود یادم بره ها.....از تموم برو بچی كه تو تولد سارا شركت كرده بودنو كامنت داده بودن تشكر می كنم ...دمتون گرم... >نسیم¨و ویدا خانوم و  عروسك شكسته و  قاصدك وابجی مهرنوش الپاسو¨و فرناز و شاهین و مخصوصا غزال¨و ........ بچه ها از همتون ممنونیم.....
 حالا اینم تقدیم به تو عزیزم

یادته كنار نهر شیر وعسل نشسته بودیم....من مو های قشنگتو می بافتمو برات قصه گندم گیسو رو می گفتم تو هم دو تا شكلات كه به شكل قلب بودن تو دستات گرفته بودی....نیگام كردی بعد گفتی بیا یكیش مال تو یكیشم مال من حالا دل هر كی مال خودش باشه؟؟زل زدی تو چشام همین كه غرق تماشای تو بودم گفتی بیا دل منم مال تو...ولی من دلم می خواست خودتم مال من بودی....گفتم بیا دل منم مال تو ولی نخوریشا !!!گفتی وا من كه شكمو نیست..خندیدی و رفتی....منتظرت شدم نیومدی!!! تموم باغ هارو گشتم نبودی ...گفتم شاید اومدی رو زمین واسه همین متولد شدم اما اینجا هم نبودی...

یه روز وقتی كه دو سال بی تو رو زمین سر كرده بودم بوی موهات..عطر تنت...بوی خوش اون  شیرنی ها پیچید تو زندگیم اه انگار دوباره جان گرفته بودم تنفست می كردم و دیوانه وار پی بویت همه جا رو دنبالت گشتم تقویم رو نیگاه كردم ۱۵/۱۰/۶۵ با انگشتام حساب كردم گه از ۱/۱۱/۶۳ ؟؟؟ وای خدای من ...من چه جوری بدون تو دو سال زندگی كرده بودم...راه افتادم به دنبالت ....هر روز و هر شب و هر ۱۵ دی را جشن گرفتم بی تو و برای تو....تا اینكه یه روز كه خسته شده بودم و به درختی تكیه داده بودم تو اومدی...تو اومدی و گفتی دلم كوش؟؟ گفتم بیا اینم دلت مال خودت حالا مال منو پس بده....اما مگه می شد؟؟این همه سال به عشق تو تپیده بود این دل ...بد جوری بهت عادت كرده .....پشت دستمو رو صورتت كشیدم و گفتم سارا من حالا دیگه پیش تو ام تا ابد و هر سال ۱۵ دی را جشن میگیریم بری تو و با حضور همیشه عاشق تو....عزیزم تولدت مبارك........دوست دارم...دوست دارم ............... 

<:P:>

 

امیر و سارا +تولد , +

[05:01 ق.ظ] || [+]

[لعنت بر پدر ومادر كسیكه اینجا اشغال بریزه]

 

 

 

سه شنبه 15 دی 1383:به بهانه زیبا ترین روز دنیا

 

<:P:>سلام <:P:>  امروز من خیلی خوشحالم ..می دونید چرا ؟؟؟ از بس خنگید دیگه دیونه ها !!امروز تولد فرشته کوچولو منه....وای که چه قد خوشحالم مث اینکه زیاد جو گیر شدم اقا من هر چی امشب می نویسم اثرات جو تولد عشق منه... <:P:> سارا جونم تولدت مبارک ......خوب خوب حالا همه كادو هاتونو بیارین .... حالا همه بگین چیز.........به به عجب عكس یادگاری ای.......خوب  سارا شمعارو فوت كن.....هورا هورا ...د دس بزنین دیگه...فلور و نازی دس بزنین ...مهناز.. فرناز .... ابجی مهرنوش.....ا نوشین تو چرا نبودی كیك تموم شد

<:P:>این متنم تقدیم به تو عشق من ببخشید انقد هول بودم نمیدونستم چی دارم مینویسم......

<:P:> 

<:P:>زیبا سلام

<:P:>این بار فقط برای تو می نویسم فقط وفقط تو اخه فقط اینجاست كه تو مال منی. من برای تو و هیچكی دیگه نمیتونه مزاحم حرفامون بشه...

<:P:>سارا من...نمیدونی ۳۶۵ روز و ثانیه شماری می كردم تا چنین روزی بیاد .روز تو   روزی كه خدا از اون بالا تو فرشه كوچولو من و فرستاد به این كره خاكی.....فرستاد جاییكه تو روزی بیای و قلب یه پسرك رو بگیری تو دستات و  با نفست به اون جون تازه ای بدی و اون قلب تهی از عشق رو سرشار از عشق خودت كنی

<:P:>حالا كه امروز اومده نمی دونم چی كار كنم ..گیج شدم مث دیونه ها فقط عكستو نیگاه ی كنم....چشامو می بندمو اون لحظه ست كه تو روبرومی..وای خدای من چه قد واقعی به نظر می زسی..بوی تنت رو حس می كنم..صدای ضربان قلبم بلند تر به گوش می رسه..وای چه شوری داره این دل من از منم انگار تو رو بیشتر دوس داره!!!

<:P:>اخ دلم جه قد هواتو كرده پیشی من....می خوتم سرمو بذارم رو شونت و های های گریه كنم به خدا دس خودم نیست..دوست دارم ...جرمه؟؟؟؟

<:P:>دستامو بو می كنم هنوزم بوی دستای تو رو می ده ..روسینم می ذارم....طپش قلبم بیشتر میشه...انگار داره از جاش در میاد...

<:P:>كیك تولدت رو روبروم گذاشتم وشمع ها رو تك تك روشن میكنم.....سارا ..سارا من..پس كی میای شمعارو فوت كنی ؟؟؟

<:P:>                                                                                                    سارا دوست دارم

<:P:>                                                                                      كسی كه هر روز  بیشتر از دیروز دوستت دارد

 

امیر و سارا +تولد , +

[12:01 ب.ظ] || [+]

[لعنت بر پدر ومادر كسیكه اینجا اشغال بریزه]

 

 

 

شنبه 12 دی 1383:ورود به میهن بلاگ با متن پرشین بلاگ

 

<:P:>سلام <:P:>

می دونی ضد حال چیه؟؟؟؟

ضد حال یعنی اینکه بعد از عمری بیای نت  و بخای یه کم هم با my lovet بچتی و این حرفا..........بعد چی هیچی دیگه می خای کانکت شی نمیشه چرا خوب معلوه دیگه چون انجمن جمع اوری علافان و بی خوابان شبانه همچنان عضو می پذیرد

ای خدا........................اخه بچه مگه تو خواب نداری؟؟؟؟ چشمشو نیگا تو رو خدا ...مث هاپو کومار شده مگه مجبوری!!!! ااا نیگا بچه پر رو میگه به تو چه ..من فضولم؟؟؟ عجبا!!!!!!!!

the line was busy....... خوتون می دونید یعنی چی دیگه.....اگه نمی دونید بذارین من واستون چند تا از معنیاشو بگم

۱.هر وقت این پیغام رو دیدید زود برین بخوابین     

۲.تو یکی منو بی خیال شو

۳. بچه روتو کم کن ضایع میشی من کم نمی یارم

۴.علافان مشغول کارند(چت)

۵.حالا حالا سر کاری

۶.این یکی ای اس پی هم به درد نمی خوره

۷.بد بخت خنگ خاک تو سر.....هواستو جمع کن هر وقت خواستی بیای نت ده... بیست تا کارت بخر تا اینجوری نشی

۸.چشمات از کاسه در اد

۹.از همون اولم تو شانس نداشتی

۱۰.دس از سر کچلم بر دار

۱۱.و از همه مهمتر ....سارا : امیر من تو رو می کشم ...از سقف اویزونت می کنم

...........................

حالا من از دست شما کجا فرار کنم ها؟؟؟ ای خدا من فکر میکردم الان که تو امتحانات این بچه مدرسه ای هاست حتما خط ها دیگه شلوغ نیستن ولی نه بابا بی چاره ها بد جوری معتاد شدن ......اخی یاد خودم میوفتم......یه زمونی منم معتاد این لا مصب بودم ولی حالا ...............

(الان فضا رمانتیک........یاد جونیا .....شما ها بچه بودین اون موقع.. من وسارا شبا تو نت ) این شعر بسیار زیبا رو همین الان در حال تایپیدن و سراییدنم ...به به

روزی که تو اومدی ( منظورم همون شبه) دل من مث جورابم پاره شد

لنگه کفشم از سقف اویزون شد

نمی دونم چرا ؟؟ تو می دونی ؟؟ خاک تو سر خنگت کنم  واسه چی اخه

اومدی تو سرنوشتم......

هی واست چر ت و پرت نوشتم......

عشق من تنها تو هستی........لالای لالای لالای لا..........( حال کن موزیک هم داره)

نفس من بیدی تو........لالای لالای لالای لا........

همیشه دوست دارم من......لالای لالای لالای لا.....

همیشه به یاد تو هستم....لالای لالای لالا لا.....

کاش می شد بمونی پیشم......داپس داپس داپس داپس....(اخ ببخشید اشتب شد)

لالای لالای لالای لا

کجا رفتی تو ..............خوب من؟؟؟؟ ها........

من دارم دیوونه میشم خوب من......

مگه دوسم نداری............ منو نمی خوای خوب من ...خوب من....

...............................................................................

خواهش می کنم بابا بسه شرمنده کردین عرق رو تو این سرما از سر و روی ما جاری ساختین.....وای .......من که اب شدم از خجالت چقد دس میزنین مرسی مرسی ممنون قربون همتون....

خوب اینم از حال و احوال من خوبه؟........ جوونا() ...منو ببینین حیا کنین اینم اخر عاقبت چتیدن .....خل شدم رفت...اخی.......ااا وای  بی ادب نگو خل بودی اگه باور نداری از سارا بپرس اینقد پسر خوبی بودم... .وای جیگر صورتمو شطرنجی کنین...اقا به خدا همش تقصیر این رفیق ناباب بود..من بی تقصیرم به خدا............

<:P:>

<:P:>

 

امیر و سارا +وقتی كه نیستی , +

[04:01 ق.ظ] || [+]

[لعنت بر پدر ومادر كسیكه اینجا اشغال بریزه]

 

 

 


 چه حرفایی گفتیم ..

تولد...2

حرفای من و تو...1

وقتی كه نیستی...2


 

 یاد داشت های..

امیر و سارا...5


 

 زیر زمین ..

اردیبهشت 1384...1

بهمن 1383...2

دی 1383...2


 

 صفحات ..

  چه طور بود ؟؟...............

 نوشته های پیشین..

بگو اخه واسه ی چی..-عنوان نداره..-تولدم مبارك..-به بهانه زیبا ترین روز دنیا..-ورود به میهن بلاگ با متن پرشین بلاگ..-

Email

.(C) Copyright

http://3ara.mihanblog.com

امیر و سارا !!